سلام عزیزان. حالتون چطوره ؟

دو معضلو گفتم و حالا 3 مشکل دیگه :

3- مرد مرده و زن زن ! حرف آخرو مرد می زنه

4- تمیزی و وسواس

5- تأکید شدید بر محرمی و نامحرمی


این سه مورد فقط از دید من مشکلن . مامانم همچین نظری نداره می گه اینا فرعیاته . کنار اومدن وتوافق سر همچین مسائلی خیلی راحته . تو داری سخت می گیری !

مشروح :

3 -  تا جاییکه مسائل عادی و روزمرگی پیش بیاد بنظرش مرد و زن برابرن و اصلا حق با خانوماست ! اما وقتی مسئله مهمتر شد و مخصوصا توی عصبانیت هاش تنها جمله ای که شنیدم این بوده " کی گفته زن تو همچین مسائلی نظر بده؟ خدا یه چیزی می دونسته که گفته مرد باید تصمیم آخرو بگیره و .... " و جرو بحث شدیدی می شد و از موضع زن بودن از موجودیتم و حق تصمیم گری در زندگی مشترکم دفاع می کردم

و ایشون با توسل به قانون  و با چنگ زدن به  احادیث می کوبوند تو سر زن و زنان !تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

داخل پرانتز : این مسئله خیلی راحت تر از اونچه که فکرشو می کردم , به مرور زمان و با صحبت و دلیل و برهان و مخصوصا تجربه ای که از مشورت باهام بدست آورد , حل شد . در آینده خواهم نوشت که چطور !Smiley

4 – کم کم متوجه شدم این تمیزی یه چیزی بیشتر از بهداشت ساده ست ! آقا دچار وسواسه . البته خیلی شدید نیست اما همش ایش ایش  و اه اه گویان روزگار می گذرونه 

خوبیش این بود منو کاملا قبول داشت . آشپزی , نظافت خونه  , بهداشت  و کارای منو ستایش می کرد و غیر از من اما ... تقریبا از تمیزی همه ایراد می گرفت

 حتی از مادرش ! به خواهراش همیشه متلک میگه بابت جمیع کارهای خونه و حتی  بهداشت شخصی ! اعجوبه ایه ! حالا خوبه منو قبول داره وگرنه حتما می بردمش پیش روانشناس

5 – وای وای وای ! این شکاف بزرگیه ! من با فرهنگی بزرگ شدم که محرم و نامحرم میون فامیل و دوست و آشنا (بقول بابام "خونه محرم" ) مفهوم نداره . یعنی تز بابا مامان اینه که اگه طرف چشم پاک نیست اصلا جاش توی خونمون نیست   ( و واقعا قطع ارتباط میکنه حتی اگه برادرزاده خودش باشه) و وقتی چشم پاکه و نظری نداره ماراحتیم. مشکلی هم تاحالا واسمون پیش نیومده

بخاطر بعضی خواننده ها این مطلبو کمی بیشتر توضیح می دم. عقده ی لخت شدن نداریم که هرجا رسیدیم کشف حجاب کنیم . مثلا وقتی 2ساعت میریم خونه دایی و عمو , شاید مانتو و شالو در نیاریم . وقتی خونمون میان پانمیشیم بریم چادر چاقچول کنیم. این محدوده محرم ها شامل تمامی کسانی که به خونمون رفت وآمد دارن میشه. مثلا جمیع اقوام بابا و مامان . یه پسر خاله مامان خیلی مردخوبیه و باهاشون رفت وآمد داریم .اما پسرش (که نوه خاله مامانم میشه) چشماش کثیفه وهیچ رفت و آمدی نداریم و اگر برحسب اتفاق درمجلسی مشترکا حضورداشته باشیم , خودمونو می پوشونیم فجیع .هه !چادرهم برامون کمه والا

اصلا اینقدر پیش نگاهاش معذبیم که هرلحظه  فکر میکنیم انگار مارو لخت می بینه ! 

ودرمورد روابط برادر و خواهری : برای ما پسرعمو, پسرخاله , پسرعمه و پسردایی  مثل برادر می مونن . نه تنها پیششون کاملا راحتیم حتی ازدواج با اینها کاملا رد شده و غیرقابل تصوره ! مگه می شه آدم با برادر خودش.... تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

آقای میم اما در خونواده ای بزرگ شده که حجاب بینهایت مهمه . وقتی بیشتر با خونوادشون آشنا شدم دیدم خواهر پیش برادرش تاپ وشلوارک نمی پوشه !!! ازدواج فامیلی بسیاررواج داره و خیلی عادیه . انگار از بچگی تو گوش پسر می کنن که مثلا دختر خالت محرم نیست . می تونی از همین حالا بهش نگاه خریدارانه داشته اشی ! ( با احترام به اونایی که همچین اعتقاداتی دارن , چندشم میشه از بیان این عبارات ) Smiley

وقتی عکسمو با پسرداییم دید که تاپ تو تنم بود انگار یه میله داغ فرو کردی تو ماتحتش !

طبق اولتیماتوم هاش:

باید تو مهمونیا (حتی پیش برادرش . پسرعموم و امثالهم) موهامو بپوشونم. باید دست دادن به نامحرمو تعطیل کنم (مثلا پسردایی 14 سالم ) !!! لباسم باید آستین بلند باشه. پوشیدن شلوار تنگ و ساپورت اکیدا ممنوع ...

واسم خیلی سخت بود . حرف زور بود . اصلا اگه پیش مثلا پسرعمم روسری سرم کنم خودش مسخرم میکنه میاد روسریمو میکشه میگه مگه کچلی؟ مگه موهاتو شونه نکردی پنهانش میکنی. و اگه توضیح بدم تو نامحرمی ( ! ) بهش برمی خوره که مگه چکارت کردم اینطوری بهم توهین می کنی ! و البته موقع دست دادن باید دستمو پشتم قایم کنم  و طرفو خیط کنم تا دفعه بعدی تکرار نکنه . هه! عملا بشم سوژه فامیل محترم

اوائل واسش توضیح می دادم که اینها درفرهنگ شما پذیرفته نیست اما درفرهنگ ما اینطوری نباشیم توهینه .... اما بی فایده بود .

این مشکلو مامانمم حل کرد . گفت تا زمانیکه رسما ازدواج نکردید تنها به این علت که نمی تونی عنوان کنی این تغییراتت به چه دلیلیه مجبوره باهات کناربیاد اما بعد ازازدواج خودم اعلام می کنم که آقا عقایدی داره و سارا قبول کرده و هیچ کسم ازت ناراحت نمی شه و اهانت نمی شه  و ....

آقای میم در ظاهر پذیرفت که تا ازدواجمون نباید حساسیت به خرج بده اما .... بماند... در آینده می گم

ادامه دارد ...



شنبه ۱۳٩٥/۱/٢۸ | ٤:٤٩ ‎ب.ظ | سارا | دیدگاه ()